محمد رضا واليزاده معجزى
295
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
نكشيد كه در ماه صفر 1313 در تبريز اغتشاشى روى داد و قائم مقام نتوانست آن را خاموش كند و عين الدوله آن را فرونشاند در اثر اين لياقت بيشتر كارهاى وليعهد زير نظر او قرار گرفت و اين معنى بر قائم مقام گران آمد و استعفا داد و مظفر الدين ميرزا ، عين الدوله را بهجاى او به شاه معرفى كرد ولى شاه به وسيله تلگراف رمز با پيشكارى عين الدوله مخالفت كرد و نوشته بود : « غير از عين الدوله هركس را پيشنهاد كنى ، قبول دارم . » و باوجوداين مظفر الدين ميرزا مقاومت كرد و بالاخره پيشنهاد خود را به شاه قبولاند و در آخر ربيع الاول 1313 به اين شغل منصوب گرديد و از اين تاريخ به بعد عين الدوله رسما زمام امور آذربايجان را به دست گرفت و متعاقب آن ناصر الدين شاه كه به منظور تأمين كسر مخارج روزافزون عياشىهاى خود ، راه تازهاى جسته و از طريق فروش القاب ، پولهاى كلانى از رجال مملكت گرفته و به جيب مىزد و لقب پرطمطراق « عين الدوله » را براى عبد المجيد ميرزا انتخاب و فرمان آن را بنام وى صادر كرد و عبد المجيد ميرزا از اين تاريخ به عين الدوله معروف گرديد . « 1 » بنابراين شاهزاده تا اينجا سه پله از نردبان ترقى را طى كرد و از اين تاريخ به بعد در رديف رجال سرشناس و سياسى درجه اول مملكت قرار گرفت و با لقب مطنطن و پرابهت « عين الدوله » و منصب « امير تومانى » كه ناصر الدين شاه به او داد ، اگر در شخصيت او كم و كسرى وجود داشت كاملا تأمين گرديد و مقام دامادى وليعهد هم موقعيت او را چهارميخه كرد و به آينده هرچه بهتر اميدوار نمود و بر جرأت و جسارت او در خواستن هر مقام و منصبى افزود . زمان به سرعت مىگذشت و كار حضرت و الا عين الدوله عبد المجيد ميرزا روزبهروز بهتر و موقعيت او محكمتر مىشد . تا بدانجا كه هر وقت شاه مىخواست از مظفر الدين ميرزا وليعهد سالخورده خود ، به مناسبتى قدردانى و تشويق كند و بدين وسيله جبران سالها انتظار او را - كه
--> ( 1 ) . كنى و القاب از قديمترين اعصار در ميان ملل متمدن رواج داشته و بويژه شعرا در گريزگاههاى قصايد و غزليات كمتر بنام اصلى خود را معرفى كرده ، بلكه لقب شعرى خود را مىآوردهاند كه اصطلاحا و به علت اينكه در مقطع اشعار آورده مىشد ، « تخليص » ناميدهاند . در اروپا هم القاب لرد كنت ، پرنس ، سرّ و غيره معمول بوده ، ولى هيچكدام مانند اعراب لقب ، كنيه و تخلص به كار نبردهاند و اگر كسى را به كنيه و لقب يا تخلص خطاب نمىكردند ، خود يك نوع تحقير يا سوء ادب تلقى مىگرديد . با اينكه حضرت رسول اكرم تمام امتيازات خانوادگى را از ميان برداشت و مابهالامتياز سياه حبشى قرشى را فقط تقوى و پرهيزكارى دانست و در قرآن مجيد فرمود : « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » مع هذا به عدهاى از اصحاب كبار خود به مناسبت القابى دادند مانند : ابو تراب ، صديق ، فاروق ، سيف اللّه ، حميراء و غيره . بههمين مناسبت خلفا هم ، بويژه خلفا بنى العباس ، به بعضى از سلاطين و رجال دربارى لقب دادند . مانند يمين الدوله و عضد الدوله و غيره و روزبهروز دامنه لقب توسعه يافت تا در زمان قاجاريه به ابتذال كشيد . تا اينكه كوكب اقبال . . . رضا شاه . . . از شمال ايران طالع شد و سلطنت قاجاريه را منقرض ساخت و به اين بازيها هم خاتمه داد .